استراتژی صحیح برای تشکیل یک تیم قدرتمند در استارتاپ

استراتژی صحیح برای تشکیل یک تیم قدرتمند در استارتاپ

باید ذات آدم ها را به خوبی بشناسید.
شاید برایتان پیش آمده که بخواهید کسی را استخدام کنید. کسانی هستند که روی کاغذ، مشخصات معرکه ای دارند، خیلی خوب بلدند در مصاحبه ها چه بگویند و در نگاه اول فکر می کنید همه چیز عالی است. اما به ناگاه متوجه می شوید که این افراد به هیچ وجه روحیه ی همکاری ندارند. نمی توانند خودشان به کار در یک سازمان که مبنایش کاری گروهی است، عادت دهند.
پس همه چیز منحصر به داشتن یک رزومه و سابقه ی درخشان و توانایی های آن فرد نیست. چه بسا این فرد مناسب کار گروهی نباشد. آنجاست که مشکلات فراوانی پدیدار می شود. پیشگیری همیشه بهتر از درمان است. پس بهتر است فرآیند استخدامتان را بهبود دهید. هر وقت می خواهم کسی را استخدام کنم، از خودم ۳ سوال زیر را می پرسم:

  • آیا این افراد می توانند از پس کار بر بیایند؟

مهارت و توانایی این افراد با پرسیدن چند سوال، فورا معلوم می شود.

  • آیا این افراد حاضرند در بلند مدت با شما همکاری کنند؟

پاسخ این پرسش اندکی پیچیده است. شما باید آمال، آرزوها و اهداف این افراد را تشخیص دهید، هم چنین باید بفهمید که آیا اصلاً این کار به دردشان می خورد یا نه؟

  • آیا این افراد به درد کار گروهی می خوردند؟

برای مثال طبق تجربه ی چندین ساله ی خودم در زمینه ی استخدام دستیار شخصی به این نتیجه رسیدم که دستیارهای شخصی انجمن های هالیوودی تمایلی به کارهای دراز مدت ندارند. دلیل؟؟؟ چون هرگز هدف اصلیشان دستیار شخصی شدن نبوده است. در واقع هدفشان بیشتر بازیگری، کارگردانی، نویسندگی فیلم و تلویزیون است. این کار را به این دلیل دوست داشتند که می توانستند از طریق من ارتباطات وسیع تری با جامعه ی هالیودی پیدا کنند. آن ها کارشان را خوب انجام می دادند، اما مدت همکاری شان کوتاه بود. چون هدف دیگری در سر داشتند.
داشتن درک درست از نیازها، خواسته ها و هدف های این افراد، بسیار حیاتی است. به طور مشابه، باید ذات و درون این افراد را ببینید. آیا یک فرد درون گرا می تواند فروشنده ی خوبی باشد؟ البته که می تواند! اما آیا همکاری این فرد با شما، دراز مدت است؟ پاسخ خیر است. چون باطن مردم به ندرت تغییر می کند. اما وقتی فردی را استخدام می کنید که کار شما با روحیات و مهارت هایش سازگار است، یعنی فرد درستی را برای کار کردن انتخاب کرده اید. پس حالا می توانید به سراغ سومین پرسش بروید: آیا این افراد روحیه ی کار گروهی را دارند؟
شخصیت و ذات بسیاری از افراد مهم و برجسته، به گونه ای است که همیشه در حال درگیری و کشمکش با دیگران هستند. بنابراین، سازگاری تیمی نکته ای بسیار حیاتی است. بسیار خوب! برای این چالش راه حلی دارید؟ چطور می فهمید افرادی که با آن ها مصاحبه می کنید با روحیه ی کاری شما سازگار هستند یا نه؟
در حال حاضر، ابزارهای عجیب فراوانی در دسترس قرار دارد که در دنیای تجارت جواب خود را پس داده اند. وبسایت های زیادی به صورت آنلاین، تست های روانشناسانه ای را در اختیارتان قرار می دهند که می توانید ویژگی های بارز شخصیتی افراد و حتی خودتان را با آن ها متوجه شوید. برای مثال، نقاط ضعف و قوتتان چیست؟ وقتی استرس دارید چه می کنید؟ چگونه بین عملکرد صحیح و تفریح در زندگی تان تعادل برقرار می کنید؟

حتما بخوانید  کسب و کار اینترنتی آموزشی چیست؟

 مدیریت نامناسب

چند هفته پیش مشغول صحبت با صاحب یک کارخانه ی تولیدی بودم. در بین صحبت هایش می گفت، ما سالهاست که با رهبری و مدیریت ضعیف در نزاع و مخالفت هستیم. اون درباره ی عملکرد برخی از مدیرانش می گفت: “کارمندان ما اگر بخواهند به حرف این ها گوش دهند، با چشمان بسته کل شرکت را به ورطه ی نابودی می کشانند“.
فقدان توانایی های رهبری، عدم توانایی در کسب احترام و عملکرد بسیار ضعیف، کل سوددهی این کمپانی را از بین برده بود. متاسفانه با این که روش کار این مالک، بسیار جالب و کاربردی بود، اما نداشتن مدیریت قوی همه چیزش را زیر سوال برده بود.
من در طول ۱۵ سال مشاوره ی بازرگانی ام، مثال های بسیار زیادی از رهبری و مدیریت ناصحیح را دیده ام که تعدادشان آنقدر زیاد است که حتی آن ها را به خاطر نمی آورم. هیچ چیز نمی تواند سلامتی یک تجارت را بیش از مدیریت اشتباه به خطر بیاندازید!
در تمامی آن سال ها، من یک نکته ی مشترک در بین تمامی کمپانی هایی با مدیریت قوی دیده ام. مدیران این شرکت ها همیشه به دنبال پیشرفت بوده اند. اهدافشان را مو به مو پیاده کرده اند و به فراتر از آن اندیشیده اند. این کمپانی ها به این دلیل هرگز عقب گرد نداشتند، چون مدیران مستعدی داشتند. این مدیران بسیار لایق بودند، فاکتوری که مدیران ضعیف از آن بی بهره اند.
فاکتورهای لیاقتی مشترک بین آنها در زیر ارائه شده اند:

  • داشتن تصوری صحیح از درآمد و خروجی
حتما بخوانید  ۶ کلید اصلی برای نتایج حیرت انگیر در کسب و کارتان

توانایی تصور یک استراتژی درست برای کسب خروجی مناسب در موقعیت مناسب و هم چنین داشتن تفکر انتزاعی و برتر.

  • درک دیگران

برخی ها به این ویژگی هوش احساسی هم می گویند. این حس شما را قادر می کند، که احساسات دیگران را به خوبی درک کنید.

  • الهام بخشی

هوش احساسی و داشتن تصور استراتژیک در کنار یکدیگر، هم می تواند باعث ارتباط موثر و هم درامدزایی بیشتر شود.

  • درک از خود

یکی از مهم ترین خصیصه های یک مدیر موفق، داشتن درک درست، از نقاط ضعف و قوت خودش است. خیلی ها فکر می کنند این کمی و کاستی ها را می توانند با آموزش رفع کنند یا کسب کنند. اما تحقیقات علمی زیادی نشان داده که مدیریت کسب کردنی نیست، بلکه به ذات و مشخصه رفتاری دورنی اشخاص بر می گردد و با خواندن کتاب و آموزش، قابل یادگیری نیست.
خیلی از ارگان و موسسات با بحران مدیریتی دسته و پنجه نرم می کنند، چون نمی توانند میزان استعداد ذاتی افراد را تخمین بزنند. کارمندانشان هرگز نمی توانند از بیشترین میزان ترفندهای کاری در محیطی تیمی استفاده کنند. چون استعداد یا بی استعدادی این افراد را نمی توانند اندازه گیری کنند. در نتیجه در هیچ کدام از معادلات مدیریتی قرار نگرفته و مدیرتشان بسیار مشکل می شود.
چند تا نقل قول و جمله ی قدیمی می شناسم که خیلی ها از آن ها استفاده می کنند. “اگر کسی مهارت بازری دارد، استخدامش کنید- اگر کسی مهارت پنهانی دارد که قابل رویت نیست اخراجش کنید.” یعنی تجربیات، رزومه، تحصیلات و دیگر فاکتورهای این افراد را ببینید و قضاوتتان را بر این مبنا قرار دهید. اما بر عکس بحث بالا هم برقرار است. مواقعی پیش می آید که به افرادی با استعدادهای مشخص نیاز نداریم. بلکه به افرادی با استعدادهای پنهان و همه کاره نیاز داریم که بتواند مدیریت را از اوضاع سختش بیرون کشیده و سبب پیشرفت شوند.
بهترین کمپانی ها، خوب می دانند که چگونه باید استعداد آدم ها را اندازه بگیرند. می توانند استعدادهای پنهان این افراد را شکوفا کنند. هر بار و پس از فرآیند استخدام این افراد، از تجربیات به دست در استخدام های بعدی استفاده می کنند و این سناریو را بیش از پیش گسترش می دهند. نتیجه اش این می شود که منابع انسانی کارشان را درست تر انجام می دهند، باروری و تولید افزایش می یابد، ناراحتی و استعفای شغلی کاهش می یابد، ضرر کم و سوددهی بالا می رود.
پس ابتدا خودتان را در یک آزمون استعداد سنجی در هر زمینه ای بیازمایید. استعدادها، نقاط ضعف و قوت خود را بسنجید تا ببینید با چه کسانی می توانید کار کنید.

حتما بخوانید  برندینگ ؛ مهم ترین چالش استارتاپ ها و ۷ اصل برای موفقیت در آن

 

مطالب زیر را حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *