۲۰ نکته ی فوق سری مدیریت که شما را تبدیل به یک رهبر فوق العاده می کند

۲۰ نکته ی فوق سری مدیریت که شما را تبدیل به یک رهبر فوق العاده می کند

یک حرفه ی موفق، تنها محدود به داشتن یک ایده ی منحصر به فرد و فرهنگ درست کار کردن نیست، بلکه به افراد مناسب هم نیاز دارد. برای درست کار کردن با دیگران، باید در مدیریت و رهبری یک گروه، حرفه ای باشید.

در طول ۱۰ سال تجربه ی حرفه ای ام، مجبور شدم خیلی چیزها را به سخت ترین روش های ممکن فرا گیرم. به عنوان یک کارآفرین، هنوز هم چیزهای زیادی برای یادگیری دارم. به همراه دوستانم موضوعات فوق العاده ای را یاد گرفته ام. نمی توانم این نکته را کتمان کنم که اگر از زمان خودت جلوتر باشی، چقدر موفق تر خواهی بود. می خواهم ۱۰ سال دانشم درباره ی مدیریت و مالکیت یک تجارت را در اختیارتان قرار دهم.

می خواهم لقمه ی آماده را درون دهانتان بگذارم. دیگر نیازی نیست ۲۰ سال از عمرتان را صرف یادگیری کنید تا تجربیات من را داشته باشید!

 ۱- هرگز تسلیم نشوید

شاید این حرفم از نظر شما، خیلی کلیشه ای باشد، اما شک نکنید موثرترین جمله ای است که تا به حال گفته ام. کارآفرینی شغلی نیست که به درد آدم هایی بخورد که اراده ی ضعیفی دارند یا آدم هایی که هرچیزی را بیش از حد سبک-سنگین می کنند. این شغل به درد کسانی می خورد که به توانایی ها، ایده ها و کسانی که با خوشحالی تمام، آن ها را یک تیم صدا می زند، مطمئن هستند. از نظر این افراد، تسلیم شدن در برابر هر پروژه ای، چه بزرگ و چه کوچک، خیانت به خود و به تمام افرادی است که با آن ها کار می کند.

۲- افراد پیرامون شما ، همه ی داشته های شما هستند

پیاده سازی یک ایده، وقتی از همیشه مشکل تر است که افراد درستِ آن کار را در اختیار نداشته باشید. بهترین افراد ممکن را برای انجام پروژه تان انتخاب کنید. مادامی که این افراد را یافتید، تمام قوایتان را به کار بندید تا آن ها را نگه دارید.

۳- هم شاگرد باشید هم مربی

بهترین ارتباطات حرفه ای، آن دسته ای هستند که احترام و آموزش متقابل در آن ها موج بزند. به عنوان یک رهبر و مدیر، شما مسئولیت گسترش نبوغ، دانش و توانایی بین افراد تیم را بر عهده دارید. اما همیشه این نکته را مد نظر داشته باشید، هم شما از آن ها بیاموزید هم آن ها از شما بیاموزند.

 ۴- قوی باشید! اما بی روح نباشید

مردم زیادی هستند که به مدیران خود اعتقاد ندارند. چون این مدیران به خودشان هم اعتماد ندارند. سعی کنید در شرایط سخت، با اعتماد به نفس و خوش سگال باشید. دودلی در کارها و انتخاب های شما، نه تنها خودتان را مضطرب می کند، بلکه افراد تیم تان را هم آلوده می کند.

حتما بخوانید  7 گام ساده و تضمینی برای راه اندازی کسب و کار اینترنتی موفق

 ۵- یک تجارت در حال رشد، به افرادی در حال رشد نیاز دارد

همه ی افراد، در حال پیشرفت هستند. یک تجربه ی حرفه ای موفق، نه تنها باید توسعه یابد، بلکه باید تمایل شدیدی به پیشرفت و یادگیری داشته باشد. اشتباهات کوچک افراد گروه را نادیده بگیرید، همه ی هم و غمتان آموزش به افراد گروه باشد.پس آن ها را به خاطر خطاهایشان شرمشار نکنید! به آن فرصت دهید تا بیاموزند و تبدیل به افراد بهتری شوند. این نکته را ملکه ی ذهنتان کنید، شاید هم اکنون مدیر لایق و خوبی باشید، اما همیشه می توانید بهتر از این ها باشید.

۶- شکست، یک واقعیت است ، با آن کنار بیایید

هرگز از تجارتی نشنیده ام که در همه چیز موفق عمل کند. همه ی تجارت ها، همیشه در جایی به بن بست خورده اند. به جای آن که شکست را به کلی نادیده بگیرید، به آن، به عنوان یک ابزار تجربی آموزشی و یک فرصت برای پیشرفت نگاه کنید. بله. فرصتی برای پیشرفت! لااقل وقتی با چند مشکل کوچک مواجه می شوید، بی خیال بخشی از پروژه یا حتی کل آن نمی شوید.

 ۷- اداره کردن افراد با ابزار تغییر، سخت ترین کار شماست

چه شخصیت و چه محیط افراد گروه تان، را تغییر دهید، آن ها در مواجهه با این تغییر، مقاومت می کنند. طول می کشد تا با محیط جدید وفق یابند. پس صبور باشید و آن ها را درک کنید. چون شرکت و افراد درون آن هم، نیازهایی دارند. در مواجهه با این شرایط، منعطف باشید، اما اجازه ندهید هر کسی، هر رفتاری دلش خواست، با شما داشته باشد. حل این بحران شاید مشکل ترین چالش مدیریتی شما باشد.

 ۸- یک ماهی بزرگ در یک استخر کوچک، بزرگترین فرصت برای موفقیت است

هرگز فردی با ارتباطات کم نمی تواند، دنیایی با جمعیت زیاد و ارتباطات قوی را اداره کند. پس هرگز تیمی برندارید که نتوانید مدیریتش کنید. شاید بتوانید در چنین محیطی یک شخصیت حقوقی و محترم باشید، اما نمی توانید روحیه ی برتری جویانه ای در برخورد با این افراد داشته باشید. پس لقمه ای بر دارید که اندازه ی دهانتان باشد.

 ۹- در ابتدای راه، تجارت خود را روی یک موضوع خاص متمرکز کنید، سپس خود را گسترش دهید

دوست دارید خدای یک چیز باشید یا در همه ی زمینه ها فردی متوسط باشید؟ کمابیش پاسخ خوانندگان اولی است. وقتی می خواهید کاری را از صفر آغاز کنید، همه تلاشتان این باشد که در یک زمینه، بهترین باشید. کافیست استاد آن کار شوید، حالا فرصت دارید که دیدگاه خود به سوی کارهای بزرگتر و بهتر گسترش دهید.

حتما بخوانید  تجربه هایی گران بها از ریچارد برانسون درباره کسب و کار که هیچ جا آموزش داده نخواهد شد

۱۰- برای رقابت در میدان جهانی باید بهترین تیم لیگ برتری خود را بسازید

میدان جهانی، جایی است که بزرگان و مستعدترین ها در رقابت هستند. اگر تیمی دست ۲ دارید، نه تنها باید با دیگران رقابت کنید، بلکه باید با خودتان هم رقابت کنید. پس بهتر آن است که انرژی تان را صرف ایجاد یک تیم دست اولی، با انواع مختلفی از مهارت ها، شخصیت ها و هیجانات کنید که همگی یک هدف مشترک را دنبال می کنند.

۱۱- از افراد و کارهایی که زیر پای‌تان را سست می‌کنند، فوراً فاصله بگیرید

هیچ دلیلی ندارد به چنین آدم‌هایی بچسبید. اگر واقعاً در تیم‌تان افرادی حضور دارند که مهارت‌شان اندک و رفتارشان نامتعادل است، باید رهای‌شان کنید، چه بسا آن‌ها را دوست داشته باشید. حتی مکانیزم‌هایی که باعث از کار انداختگی شرکت شما می‌شوند را هم باید ببوسید و کنار بگذارید.

۱۲- فروتن باشید

هرگز غرور و تکبر را با رهبری و مدیریت مقتدر اشتباه نگیرید. اقتدار شاه کلید مدیریت است، اما قدرت هرگز! پس از آن دست مدیرانی باشید که بقیه با اشتیاق از آن‌ها پیروی می‌کنند.

۱۳- همه به حرف مدیران باهوش گوش می‌کنند

مدیریت، پشت میز نشینی و دستور دادن نیست. مدیریت، یعنی دستان‌تان را آلوده کنید، ولی ذهن‌تان را هوشیار نگه دارید. این یک واقعیت است که شما باید سخت کوش‌ترین کارمند شرکت‌تان باشید. با این کار، همیشه این درک در وجودتان بیدار خواهند ماند که کار کردن در این شرکت چه حس و حالی دارد و به‌علاوه ابزارهای مدیریت موثرتر و ارتباط بهتر با افراد گروه‌تان را خواهید یافت.

۱۴- قبل از این که کاری کنید، خوب درباره‌اش فکر کنید

اگر کورکورانه کاری را شروع کنید، نه‌تنها خودتان بلکه همه‌ی تیم‌تان را در مخمصه قرار خواهید داد. پس مطمئن شوید، پیش از آن که خودتان و تیم‌تان را به درون دردسر بزرگی بکشانید، مقدمات کار را به خوبی رعایت کنید. احساس امنیت، خیلی بهتر از احساس تاسف است.

هیچ دلیلی ندارد به چنین آدم‌هایی بچسبید. اگر واقعاً در تیم‌تان افرادی حضور دارند که مهارت‌شان اندک و رفتارشان نامتعادل است، باید رهای‌شان کنید، چه بسا آن‌ها را دوست داشته باشید. حتی مکانیزم‌هایی که باعث از کار انداختگی شرکت شما می‌شوند را هم باید ببوسید و کنار بگذارید.

۱۵- حریص نباشید

به نظر موضوع ساده‌ای است، اما شاید باور نکنید که تعداد مدیرانی که عنان احساسات‌شان را به دست طمع می‌سپارند، چقدر زیادند. پس وقتی حرف پول، قدرت یا منابع زیاد وسط می‌آید، دندان‌گردی نکنید. البته این نکته شامل انتخاب یک تیم بزرگ‌تر هم می‌شود. فراموش نکنید در حد ارتباطات خودتان تعداد اعضای تیم‌تان را انتخاب کنید. نه بیشتر! چون هم، کاری غیر حرفه‌ای است و هم در دراز مدت به شما و شرکت‌تان آسیب می‌رساند. به‌جایش، ورودی تجارت خود را رصد کنید و ببینید که این تجارت به چه چیزهای دیگری نیاز دارد.

حتما بخوانید  بگذار همه بگویند دیوانه است!

۱۶- هرگز اجازه ندهید دیگران چوب کارهای شما را بخورند

مسئولیت موفقیت و شکست‌های‌تان، پای شماست. وقتی شکست می‌خورید، آن شکست از آن شماست. آن را به گردن دیگری نیاندازید. مسئولیت‌پذیر باشید.

۱۷- اگر حس می ‌کنید، کسی از شما استفاده‌ی ابزاری می‌کند، مطمئن باشید، حس‌تان درست است

خیلی ساده است. اگر کسی از شما انتظار دارد، کاری بدون پاسخ برایش انجام دهید که حتی احترام متقابلی در آن وجود ندارد و به حرف‌هایش درباره ی شما پایبند نیست، شما را کسی می بیند که می تواند از او سوء استفاده کند. اگر گفتن “نه” به این افراد، به شما و تیم‌تان حس بهتری می‌دهد، پس انجامش دهید.

۱۸- مدیر خوب بودن، یک مفهوم انتزاعی است

شرکت‌های متفاوت، به مدیران متفاوتی نیاز دارند. نحوه‌ی مدیریت شما به اندازه و ابعاد شرکت، نوع تیم، اهداف و صنعتی که در آن مشغولید، بر می‌گردد. اگر مدیری دیدید که نحوه ‌ی مدیریتش زمین تا آسمان با شما فرق دارد، نگران نشوید. چون شما در دنیای متفاوتی نسبت به او زندگی می‌کنید.

۱۹- خلق، توسعه و به اشتراک ‌گذاری دیدگاه‌تان به شدت مهم است

هم‌زمان با گسترش شرکت شما، دیدگاه‌های شما هم نیاز به روشن‌تر شدن و پیشرفت دارند. نگذارید خودتان و تیم‌تان با همان ایده‌آل‌ها و هدف‌های قبلی که شاید هم‌اکنون به خیلی از آن‌ها دست یافته‌اید، قانع شوید. بلکه اهداف شما هم باید تکامل یابند و با کسانی که باید آن‌ها را بشنوند، به اشتراک قرار دهید.

۲۰- همیشه مثبت‌اندیش باشید

راهی که پیش گرفته‌اید، پر از موانع و سنگلاخ است. هیچ‌کس حرف یک مدیر نامید و شکست‌خورده را گوش نمی‌دهد. پس صورت‌تان را با سیلی سرخ نگه‌دارید و افکار مثبت را به ذهن‌تان راه دهید و موانع سر راه‌تان را نادیده بگیرید.
شاید شما راه یک مدیر فوق‌العاده یا یک رهبر عالی را در پیش گرفته‌اید. اما شاید هر دو را به طور هم‌زمان کنار هم ندارید. حُسنِ کارآفرینی به این است که شیوه‌ی رهبری و تیم‌داری را به‌طور هم‌زمان می‌آموزید. اما قرار نیست این اتفاق خوب، وقت زیادی از شما را بگیرد، چون من تمام تجربه‌ی ۲۰ ساله‌ام را در اختیارتان گذاشته‌ام.
تجربیات جو گریفین.

 

مطالب زیر را حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *