قبول دارم ؛ جیب مان خالی شده و اوضاع بر وفق مراد نیست!

قبول دارم ؛ جیب مان خالی شده و اوضاع بر وفق مراد نیست!

کسب و کارها به دلیل افزایش ارزش دلار نسبت به ریال زیر بار فشار زیادی هستند و دچار مشکل شده اند ،  به واسطه شغلم در طول روزها و هفته‌های گذشته با مدیران بسیاری از شرکت‌های بزرگ و کوچک و فعال در حوزه اینترنت صحبت کرده‌ام و تقریبا همه آنها از شرایط فعلی اقتصادی و ارز در کشور ناراضی هستند و نکته بسیار ناراحت کننده  این است که اغلب مدیران گران‌شدن دلار را معادل پایان کسب‌ و کار و پایان زندگی می‌دانند.

پرنده پر نمی‌زند ، این جمله است که به کرات کاسب های بازارهای سنتی به زبان می آورند و جالب است که حق را به مصرف کننده می دهند چرا که قیمت ها به طرز سرسام آوری بالا رفته. مصرف کننده باید با دلار ۸ هزار تومان مایحتاج زندگی را تهیه کند و این یعنی تغییر سبک زندگی و تغییر سبک خرید خانواده‌ها.

حال اینکه کسب و کاری نوپا باشد و شیوه‌ کاری‌اش استارت‌آپی؛ که ماهیتش پر از خطر، ریسک و هیجانات تلخ و شیرین است. کسب و کارهایی با مدیران و تیمی جوان که به آنها فقط یک قول داده شده ، مسیری که شروع کرده اید بسیار سخت و دشوار است و پر از موانع غیرطبیعی و به دور از دنیای کارآفرینی که باید قدرت فوق العاده داشته باشید تا از آنها به سلامت عبور کنید. این قول را به ما داده اند تا هر موقع از آن گله کردیم که آخه چرا؟ یادمان بیاورند که قبلا به شما تذکر داده بودیم.

حالا و بر اساس شرایط اقتصادی و ارزی کشور فشارها به کسب و کارهای نوپا بیشتر شده ، کسب و کارهایی که با از بین رفتن شان ، نه فقط یک کسب و کار ، بلکه رویا ، امید و بدتر از آن ایمان تیم استارت آپی از بین خواهد رفت و شاید به فکر خروج از کشور بیفتند. کسب و کارهایی که پلن ۶ ماهه آینده خود را ترسیم کرده بودند تا جذب سرمایه کنند و بتوانند رشد سریع تری داشته باشند و اما حالا سرمایه گذار خارجی وجود ندارد که سرمایه ای باشد و سرمایه گذار داخلی نیر به فکر دیگر منایع سرمایه گذاری (زمین ، ارز و سکه) است که منافع بیشتری برایش خواهد داشت.

حرف اخر

آنچه مطرح شد اگر‌ چه واقعیتی تلخی است ، اما نشانه نا امیدی نیست ، در ماهی که گذشت روزی نبوده است که ایمیلی مبنی بر افزایش قیمت سرویس های اینترنتی (شبیه به سرور) که مجموعه ما از آنها استفاده می کند نداشته باشم و از طرفی دیگر بسیاری از مشتریانمان به دلیل نبود ثبات اقتصادی و یا رکود بازار ، استفاده از خدمات ما را متوقف کرده اند. اما ما نه تنها کسب و کارمان را متوقف نکردیم حتی در زمان کوتاهی جلسه های استراری با دیگر همکاران برگزار کردیم تا بیبینیم چگونه می توانیم از این سختی ها و مشکلات نجات پبدا کنیم و رشد داشته باشیم ، این یعنی تسلیم نشدن ، یعنی امید ، یعنی جنگیدن

باید وضع موجود را قبول کنیم ، باید ماموریت غیر ممکن را ممکن کنیم ، باید با همین شرایط اقتصادی کسب و کار نوپامان را سرپا نگه داریم. اما برای همه این بایدها به یک چیز نیاز داریم ، معجزه ، و معجزه زمانی اتفاق می‌افتد که واقعیت را باور کنیم و به خودمان و کسب و کارمان ایمان داشته باشیم. یادمان باشد برای معجزه منتظر کسی نباشیم  ، دو راه پیش روی ماست ؛ کسب و کارمان را ببوسیم و کنار بگذاریم و یا به آن ایمان داشته باشیم و با امید پیش برویم.

به هیچ وجه قصد ندارم امید کاذب به شما دوستانم و همفکرانم بدهم ، می دانم و قبول دارم جیب مان خالی شده و اوضاع بر وفق مراد نیست. اما جمله ای که در مواقع سختی ها همیشه با خودم تکرار می کنم این است : نگذار به فلان بهانه ناامیدت کنند. حالا به شما می گویم که با خودتان تکرار کنید: نگذار به بهانه دلار ناامیدتان کنند. امید بزرگترین شانس برای موفقیت است و نباید به سادگی آن را از دست بدهیم و بدانیم آنچه ما را از این مرحله دشوار عبور می دهد امید است. نه منظورم این نیست که توهم بزنید و به خودتان بگویید که همه چیز آرومه و باید مثل سابق ادامه دهیم ، همه چیز آروم نیست. مسلما روزهای سختی پیش رو خواهیم داشت اما باید از این بحران پیش‌آمده فرصت بسازیم. امید با توهم به‌ وجود نمی‌آید. امید ساختنی است. امید یعنی خستگی‌ناپذیری ، تسلیم‌نشدن و تمرکز داشتن.

مطالب زیر را حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *