۵ درسی که استارتاپ ها باید از جف بیزوس بیاموزند

از بین همه­ کارآفرینانی که در صنعت تکنولوژی امروزی نقش ایفا می­کنند، جف بیزوس از معدود افرادی است که از انقلاب اطلاعاتی سال ۲۰۰۰ جان سالم به در برد و هنوز تجارتی قدرت­مند دارد.

بیزوس در سال ۱۹۹۵ به دنیای اینترنت پیوست. علیرغم خسارت بزرگی که به شرکت آمازون وارد شد، اما به­خاطر انعطاف­پذیری، آینده­نگری و تسلیم نشدن توانست به فعالیت خود ادامه دهد. بسیاری او را بهترین مدیرعامل آمریکایی پس از استیو جابز می­شناسند.

۱– فلسفه­ صندلی خالی

در روزهای اول شروع به­کار آمازون، بیزوس اصرار داشت یک صندلی خالی در همایش­های اجرایی قرار دهند. این صندلی برای شرکت کنندگان، حکم یک مشتری آمازون را داشت. صندلی خالی به همه یادآوری می­کرد، نباید تصمیمی اتخاذ کنند که مهم­ترین شرکت­کننده­ی همایش را ناراحت کند.

بیزوس از همان اول خواسته­ی مشخصی داشت و آن تبدیل آمازون به شرکتی مشتری مدار بود. فلسفه­ی مشتری مداری، عامل اصلی تبدیل آمازون به یک از بزرگترین شرکت­های بازرگانی در سطح جهان است.

تجارت­های نوپا و به­روز هم باید به یاد داشته باشند که مشتری همیشه در اولویت است. برخی عقیده­ها، هر چند قدیمی، همیشه به قوت خود باقی می­مانند.

بهتریت خدمت­رسانی به مشتریان وقتی اتفاق می­افتد که مشتری نیازی به تماس و صحبت با شما احساس نکند  جف بیزوس

۲عذرخواهی از مشتری نباید به هیچ وجه غرور شما را جریحه­ دار کند

قضیه به سال ۲۰۰۹ برمی­گردد. آمازون با برداشتن نسخه­های قانونی خریداری شده­ی کتاب­های “مزرعه­ی حیوانات” و “۱۹۸۴” اثر جورج اورول از روی وبسایتش، خشم کابرانش را برانگیخت. چرا که این نسخه­ها به­صورت غیر قانونی توسط یک فروشنده­ی بی­نام و نشان فروخته شده بودند. شاید این موضوع برای هر شرکتی به منزله­ی یک بحران نسبتاً سنگین تلقی می­شد.

حتما بخوانید  موفقیت عجیب به سبک عادل فردوسی پور

اما بیزوس هر موضوعی که اسباب ناراحتی مشتریانش را فراهم کند، تاسف او را هم به­همراه خواهد داشت. او با خط خودش، یک نامه­ی عذرخواهی برای همه­ی کابران نوشت و منتشر کرد: “راه حل ما برای این مشکل حماقت و بی­فکری بود. ما به طرز دردناکی از اصول خود فاصله گرفتیم… اما در آینده تصمیم­های مناسب­تری اتخاذ خواهیم کرد.”

شاید حس کنید در یک استارت­آپ، اقرار به اشتباه باعث از دست دادن مشتری­های شما شود. اما مطمئناً حاشا کردن آن، اوضاع را وخیم­تر می­کند. بیشتر شرکت­ها اگر جای آمازون بودند، یک نامه­ی عذرخواهی چاپ یا تایپ می­کردند و بابت مشکل ایجاد شده پوزش می­خواستند. یا حتی بدتر، شدیداً این تهمت را رد می­کردند. در ابتدا وقتی این اشتباه رخ داد، مشتری­ها بسیار خشمگین بودند. اما طلب بخشش بیزوس، کارگر شد و همه­چیز به خوشی پایان یافت.

۳– فلسفه­ دو پیتزایی

جف بیزوس، اعتقاد راسخی به ایجاد واحدهای کوچک اما قوی داشت. اعتقاد داشت، اگر نتوان با دو پیتزا شکم یک تیم را سیر کرد، آن گروه بزرگ است. از لحاظ آماری یک تیم باید ۵ تا ۷ نفر عضو داشته باشد. برای مثال گلد باکسِ آمازون، نتیجه­ی بحث یکی ازهمین گروه­های دو پیتزایی است.

این وضعیت، با دیگر باور بیزوس هم­خوانی داشت- حذف ثابت تلفات. بر اساس این باور، گروه­های بزرگ، بهینه نیستند. نه تنها منابع را تلف می­کنند، بلکه به­سختی با همفکری، به یک نتیجه­ی سازنده می­رسند.

از این ایده در شکل ­گیری کسب و کارهای کوچک آنلاین استفاده می­شود. شرکت­هایی مثل AMZInsight ترجیح می­دهند از گروه­های کوچک برای پیشبرد اهدافشان استفاده کنند. چون هم کار سریع­تر انجام می­شود و هم ایده­های جدید بیشتری خلق می­شود.

حتما بخوانید  ۲۰ سخن در باب موفقیت در مدیریت و رهبری از برایان تریسی

۴– آینده ­نگری از همه چیز مهم­تر است

وقتی آمازن شروع به یک سرمایه­گذاری غول پیکر کرد، تقریباً همه آن را کوبیدند و مورد انتقاد شدید قرار دادند. ده سال بعد که این سرمایه­گذاری به بار نشست، همان منتقدان بیزوس را ستایش کردند.

اگر یک استراتژی به نظرش انقلابی و تکان دهنده می­نمود، همه­ی موانع را از سر راهش کنار می­زد. او نیم دهه انتظار می­کشید، تا بازخورد سرمایه­گذاری­هایش را ببیند. اگر انجام کاری به­نظرش منطقی می­رسید، همان موقع انجامش می­داد. برای مثال، وقتی اولین بار کتاب­های الکترونیکی ایجاد شدند، آمازون تنها فروشنده­ای بود که قیمت آن­ها را کمتر از نسخه­های چاپی اعلام کرد و برای مدت کوتاهی متضرر شد.

امروزه، نسخه­های الکترونیکی کتاب­ها، ارزانتر هستند. اما آمازون چون جز اولین­ها در فروش این کتاب­ها بود، بیشترین سهم فروش بازار را به خود اختصاص داده است. پس اگر کاری سراغ دارید که از به ثمر نشستن آن اطمینان دارید، دست روی دست نگذارید و انجامش دهید. نگران بازگشت کوتاه مدت سرمایه­تان هم نباشید.

برند یک کمپانی، مثل آبروی یک انسان است. شما آبرو را با انجام درست کارهای طاقت فرسا به­دست می­آورید.”-جف بیزوس

۵– شکست مادر اختراع است

همان­طور که اشاره شد، آمازون در شرایطی شروع به کار کرد که هنوز اینترنت شکل نگرفته بود و تجارت الکترونیکی پایه و اساس درست و حسابی نداشت. بیزوس از شکست­هایی که در انتظارش بود، کاملاً مطلع بود. او به اولین سرمایه­گذارش گفت: ۷۰% احتمال دارد که همه­ی پولت را ببازی. پس تا وقتی آمادگی شکست را نداری، زیر بار نرو.

حتما بخوانید  2 مرحله حیاتی بازاریابی اینترنتی که هر مدیر کسب و کار اینترنتی باید رعایت کند

با این­حال بیزوس به جای این­که از احتمال شکست بترسد، احساس قدرت می­کرد. او می­دانست که قرار است ببازد اما این را هم می­دانست که هیچ کس نمی­تواند جلوی او را بگیرد تا آمازون را از زمین بلند نکند. او احساس شکست می­کرد. اما از یک برهه­ی زمانی به بعد فهمید که آینده از آن اوست. ذهنیت بسیار قوی او باعث موفقیتش شد.

شما هم منتظر شکست­های احتمالی باشید، اما نگذارید برنامه­هایتان را عقب بیاندازد. با سری بالا با آن­ها مواجه شوید.

از جف بیزوس چه چیزهایی یاد گرفتید ؟  لطفاً نظرهای خود را بخش زیر بیان کنید.

 

مطالب زیر را حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *