رابرت کیوساکی : چرا از شما می خواهیم پولدار باشید

این مقاله برای کارآفرینانی مناسب است که می خواهند تجارت سودآورتری داشته باشند

من رابرت کیوساکی در سال ۲۰۰۴ ، دونالد ترامپ را ملاقات کردم و در سال ۲۰۰۶ با همکاری یکدیگر کتابی تحت عنوان چرا از شما می خواهیم پولدار باشید را منتشر کردیم. یکی از بهترین نکات همکاری با دونالد ترامپ این بود که فهمیدم چرا او یک میلیادر است و من یک میلیونر. هر چه بیشتر شخصیت او را می شناختم، بیشتر این سوال برایم مطرح می شد که چرا من مثل او یک میلیاردر نیستم؟ اولین پاسخی که به ذهنم رسید این بود: چون من تنبل و راحت طلب بودم و به هدفم یعنی میلیونر شدن، رسیده ام. به همین خاطر به این نتیجه رسیدم که الان وقت تغییر است.

دقیقاً پیش از انتشار کتاب مشترکمان، تصمیم گرفتم تجارتی راه بیاندازم که مرا تبدیل به یک میلیاردر کند. اولین کاری که کردم نوشتن یک برنامه ی تجاری بود. در آن زمان، تجارت کمپانی ریچ دد بیشتر مبتنی بر ارائه ی سمینار و انتشار کتاب بود. همان طور که می دانید تجارت های مبتنی بر نوشتن کتاب بسیار محدود کننده اند. همچنین ارائه ی سمینار، به حضور فیزیکی شخص خودم نیاز داشت. اگر خودم و همسرم نمی توانستیم خودمان را به سمینارها برسانیم، سمیناری هم برگزار نمی شد. چون مجبور بودیم در طول هر سال، ۲۶۵ روزش را سفر کنیم. پس مسلماً دیرکردها و مشکلات مانع از برگزاری برخی سمینارها می شد. اگر نمی توانستیم اوضاع را تغییر دهیم، تجارتمان هیچ رشدی نمی کرد. چون عملاً با این اوصاف امکان رشد نداشت.

حتما بخوانید  موفقیت عجیب به سبک عادل فردوسی پور

سومی کاری که باید انجام میدادم، پیدا کردن افراد با استعداد بود. البته از نوع کار آفرینش نه کارمند و زیر دست! این افراد باید قبلاً در همین زمینه ای که من کار کرده ام تجربه راه اندازی یک تجارت را داشته باشند. مثلاً یکی باید کمپانی چند رسانه ای داشته باشد که بتواند برنامه های تلویزیونی تهیه کند. یا دیگری باید دوستی باشد که با دریافت فرانشیز کارهایم را در هر جای دنیا انجام دهد. یا مثلا باید کسی را داشته باشم که بتواند سمینارهای بین المللی را در سراسر دنیا اجرا کند. ما برندمان را تحت لیسانس قرار دادیم تا سمینارهایمان همه جای دنیا و بدون وجود خودم قابلیت اجرا داشته باشند. با این کار می توانستم بروم سراغ کارآفرینی و مجری گری سمینارها را به دیگران  بسپارم. پس برنامه ی تجاری ام را به گونه طرح ریزی کردم که در ۵ سال آینده، میزان گردش مالی شرکتم را به ۱۰۰ میلیون دلار برسانم. سپس با فروش سهام شرکت به مردم به سمت خصوصی سازی گام بردارم. قبلاً هم موفق شده بودم که سه کمپانی دیگر را خصوصی سازی کنم. بنابراین اگر همه چیز مسیر درستش را طی می کرد، من جز دسته افراد میلیاردر می شدم. نکته ی خوبش این بود که نیازی به انجام اینچنین ریسکی نداشتم. چون به اندازه ی کافی پول داشتم. اما دونالد به من آموخت که برنده بودن لذت دیگری دارد.

همه ی ما داستان خرید شرکت مک دونالد با مالکیت برادران مک دونالد توسط ری کروک را می دانیم. برادران مک دونالد میلیونر شدند؛ اما ری کروک میلیاردر شد. برادران مک دونالد کارآفرین های موفقی بودند که استارت یک تجارت را زدند، اما ری کروک آینده نگری و برنامه ریزی بهتری داشت. اما همیشه برد با کسی است که برنامه ریزی بهتری داشته باشد.

حتما بخوانید  ۱۳ روش بازاریابی آفلاین که می تواند کسب و کارتان را گسترش دهد

 

مطالب زیر را حتما بخوانید

start campaign

کسب و کار هوشمند

مراحل ساخت کسب و کار اینترنتی با درآمد ماهانه میلیونی

بیشتر بدانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دهید

دیدگاه‌های این نوشته

دیدگاهی برای این مقاله وجود ندارد.