۶ سلاح چریکی برای یکه‌تازی در هر کسب و کاری

اگر این مقاله شما را جذب کرده، یعنی تمنای پیروزی و روح جنگندگی در شما هنوز بیدار است. هنوز هم می‌خواهید برترین باشید و مثل یک جنگاور به‌دل دشمن بزنید. اگر صاحب کسب و کاری هستید، باید چنین روحیه‌ی چالش‌پذیری داشته باشید. شما نه‌تنها باید با رقبای تجاری خود بجنگید بلکه هم‌دانشگاهی‌ها، کارمندان و شرکای شما، طمع علم، ایده‌ها، سبک کاری و قدرت شما را در سر دارند. آن‌ها چیزی جز بهتر کردن خودشان، نسبت به شما نمی‌خواهند. منابع و قدرت تنها سلاح‌های در اختیار شما نیستند. شما باید هوشمندانه و در پس‌زمینه به مبارزه ادامه دهید. باید چریکی بجنگید. یعنی با کمترین منابع، به بیش‌ترین اهداف برسید. روش کار به‌این صورت است که نخست باید مبارزه را تجزیه و تحلیل کنید. پیوسته رقیب خود را زیر ذره‌بین بگذارید و بهترین زمان ممکن برای یک حمله‌ی ناگهانی را پیش‌بینی کرده و در آخر کارشان را یک‌سره کنید! این‌کار بسیار دشوار است. اما در پس هر دشواری یک موفقیت نهان، خوابیده که در صورت دستیابی به‌آن شهد گوارایی به‌کام‌تان می‌نشیند.
ابداع‌کننده‌ی این شیوه‌ی هوشمندانه‌ی جنگاوری، ارتش اشکانی بود. آن‌ها برای غلبه بر دشمن، خصوصاً رومیان باستان از آن استفاده می‌کردند. البته افرادی هم‌چون چگوارا و فیدل کاسترو نیز دسته‌های چریکی خودشان را داشتند و در میدان نبرد، پارتیزانی (چریکی) می‌جنگیدند. این افراد نیز از فلسفه‌ی اشکانی استفاده می‌کردند، اعتقاد داشتند، با تشکیل گروه‌های کوچک و نامنظم و استفاده از فنون جنگی هم‌چون، کمین کردن، شبیخون زدن، جست‌و‌خیز و جنب و جوش‌های برق‌آسا، دشمن را غافل‌گیر و محو کنند.
به‌تازگی واژه‌هایی هم‌چون بازاریابی چریکی (guerrilla marketing)، در دنیای بازاریابی و تجارت رسوخ کرده و مشتری را به‌خود جذب می‌کنند. دلیل ظهور این نوع بازاریابی، عدم وجود منابع کافی برای استارت‌آپ‌ها نوپا است. پس باید با کمترین منابع، بیش‌ترین مشتری را به‌سمت خود بکشانند و در این راه، رقبای خود را تار و مار کنند.
در این مقاله، ۶ شیوه‌ی چریکی برای غلبه و پیروزی بر رقیب تجاری ارائه کرده‌ایم تا فاصله‌تان، در رادار تجارت را بیش از پیش با دشمنان خود افزایش دهید.
حتماً در چگونگی استفاده از چنین شیوه‌ای سوالات زیادی به‌سمت‌تان هجوم آورده، از جمله:

  • چطور می‌توانیم از روش‌های چریکی برای غلبه بر رقیب‌مان استفاده کنیم؟
  • انواع روش‌های چریکی و کاربردهای آن‌ها برای پیروزی در رقابت‌ها چیست؟
  • چرا نباید از حس غریضه‌مان در روش های چریکی استفاده کنیم؟
  • چرا باید چریک‌های دیگر را شناسایی کنیم و با آن‌ها متحد شویم؟ و

۶ شیوه‌ی چریکی برای درهم‌شکستن صف رقبا

اگر می خواهید کسب و کارتان همیشه پیروز باشد و روش آن را نمی دانید این مطلب را اصلا از دست ندهید

حتما بخوانید  راهنمای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق و ساخت کسب و کار هوشمند (قسمت اول)

۱– وقتی تکلیفی را به یک چریک محول می‌کنید، تا آخرش را با تمام و کمال و تحقیقات دقیق انجام می‌دهند

مشکل کسب و کارهای نوپا این‌است که بدون ذره‌ای تحقیقات، کارشان را آغاز می‌کنند و انتظار سودآوری هنگفتی از یک کار بی سر و ته دارند. رسیدن به موفقیت در یک امر نامنظم، تعجب‌آور خواهد بود!
اگر کسب و کاری نوپا دارید، روحیه‌ی چریکی را در خودتان تقویت کنید. مثل یک چریک فکر کنید. بروید و درون اینترنت همه چه از رقبای‌تان در دسترس است، در آورید. داده‌ها را با دقت تجزیه و تحلیل کنید. هر عدد و رقمی از مشتری، رقیب، بازار و به‌کلی امر رقابت وجود دارد، را سردرآورید. آن‌ها را روی کاغذ بنویسید و ریاضیات دل‌چسب آن را حل کنید. طبق یک تحقیق علمی، هر ساعت تحقیق، برابر با کسب تجربه‌ای کاری معادل با ۱۰ روز است. نشانه‌ی شما در رادار دشمن هر لحظه‌ی دور و دورتر می‌شود. پس مثلاً اگر ۵ ساعت تحقیقات انجام دهید، ۲ ماه از دیگران پیشی می‌گیری. چون نیازی نیست برای کسب تجربه شکست بخوری، پیروزی از همان‌ابتدا در چنگ شماست.

۲– چریک‌ها برای ادامه‌ی کار، حریص بودند

داشتن حرص و تعصب برای ادامه‌ی رقابت، یک خط قرمز است. باید تعصب داشته باشید. نباید با حرف این و آن متزلزل شوید. تزلزل و کژی در قاموس یک رهبری لایق، جایی ندارد. البته تعصب تا آن‌جایی خوب است که هر ایده‌ی بزرگی را فدای افکارمان نکینم. پس در استفاده از دومین سلاح جانب احتیاط را رعایت کنید.
متاسفانه اکثر مردم درست بودن یک ایده را ملاک موفقیت می‌دانند، نه میزان موفق بودن آن را! آن‌ها ساعت‌های گران‌بهایی از وقت خود را به جنجال بر سر درست بودن ایده‌ی خودشان، می‌گذرانند. اما حقیقت غیر از این‌است. درصد موفقیت یک ایده، آن‌ایده را موفق می‌کند. روحیه‌ی چریکی این اصل را رعایت می‌کند، هر ایده‌ای هر چند پوچ، اگر به اید‌ه ی اصلی داستان کمک کند، ایده‌ی باارزشی است. ایده‌ای خوب است که حمایت کند. هر درختی که می‌کاری، قرار نیست تا ابد، یک نهال باقی بماند و همیشه همان دید را نسبت به آن داشته باشی. ایده باید بزرگ شود، رشد کند و به آن پر و بال داده شود تا یک درخت تنومند از ایده داشته باشید. به‌علاوه یک چریکی موفق، ایده‌اش را در معرض بحث و تبادل نظر قرار می‌دهد تا شاهد نقاط ضعف و قوت آن باشد. او به‌هیچ‌وجه از آن‌که مورد تمسخر قرار گیرد، واهمه‌ای ندارد.

حتما بخوانید  استارتاپ ها حتما بخوانند

۳– حدس و گمان در ذهن یک چریکی جایی ندارد

حدس و گمانه‌زنی جز لاینفک هر کسب و کاری است. اما باید به عنوان نقشه‌ی (ب) در نظر گرفته شود. حدس درصد شکست را افزایش می‌دهد، حتی اگر گزینه‌های اندکی روی میز باشد. برای اعمال تغییرات در تجارت خود از مدل حدس زدن استفاده نکنید، بلکه راه‌ ‌های جایگزین بهتر ور اصولی‌تری نیز برای این‌کار وجود دارد.

۴– چریک‌ها بایک‌دیگر متحد می‌شوند

اشتیاق، قدرت و تمرکز در یک گروه کاری، به‌اندازه‌ی تعداد افراد گروه به قوه‌ی دو است. اگر یک نفر باشید، اشتیاق، قدرت و تمرکزتان به‌اندازه‌ی یک نفر است، اما اگر ۲ نفر باشید، گویی جای ۴ نفر کار می‌کنید. چریک‌ها این اصل بنیادی را خوب می‌دانستند. چریک تک‌نفره افتخاری نداشت، پس همه‌ی حواس‌شان را جلب اتحاد با دیگر چریک‌ها می‌کردند. با شناسایی نیروهای انسانی حیاتی برای کسب و کارتان، راه موفقیت را هموارتر خواهید کرد.

۵– همیشه کوتاه‌ترین مسیر بین دو نقطه را برمی‌گزینند

این یک اصل اثبات شده‌ی هندسی و فیزیکی است. پس چرا از آن در زندگی کاری خود سود نبرید؟ زمان و تلاش مهم‌ترین فاکتورهای موفقیت در رقابت است. وقتی همه‌ی وقت خود را صرف یافتن و اثبات خوب بودن یک ایده می‌کنید، مشتری را از دست می‌دهید. جزییات محصول را در مرحله‌ی نخست نادیده بگیرید. چریک‌ها می‌دانند مشتری و حامی مهم‌تر از اثبات کارکرد ایده‌شان است. آن‌ها ابتدا یک نمونه اولیه از محصولی که در ذهن‌شان وجود دارد، می‌سازند و به مشتری نشان می‌دهند تا ببینند آیا این محصول حداقلی، می‌تواند نیاز مشتری را رفع کند؟ اگر نیاز را برطرف کرد سپس وقت زیادی را صرف ظریف‌کاری و جزییات آن محصول می‌کنند. ایده‌ای خوب است که سریع اجرا شود، اما ایده‌ای فوق‌العاده که تا حالا تست نشده، امکان دارد، به‌شکست بخورد.

حتما بخوانید  5 درسی که استارتاپ ها باید از جف بیزوس بیاموزند

۶– چریک‌ها از هر فرصتی برای سازگاری با محیط استفاده می‌کنند

وقتی مسیر یک تجارت مشخص می‌شود، خیلی‌های خودشان را مقید به پیمودن آن مسیر می‌کنند و هدف کار را به‌کلی فراموش می‌کنند. عمل کورکورانه، خیلی بدتر از اقدام نکردن است. پس یا هیچ کاری نکنید یا اگر کاری کردید، درست و در راستای هدف انجامش دهید. چریک‌ها خوب حواس‌شان را جمع می‌کنند، همه‌چیز را زیر ذره‌بین می‌گذارند. ممکن است فاز حمله و یا نقشه‌ی حمله، بارها تغییر کند. اگر بخواهند همیشه به همان نقشه‌ی اولیه بچسبند، آن‌گاه موقعیت حمله چه می‌شود؟ فاز عوض می‌شود، اما هدف یکی است. پس باید متناسب با هر موقعیتی رنگ عوض کنید. باید با محیط سازگار شوید. باید بازخورد کارتان را ببینید و آن‌را اندازه‌گیری کنید. بهترین تحقیق‌ها و برنامه‌ریزی‌ها همیشه متغیرهایی جدیدی تولید می‌شوند که می‌توانند ورق را برگردانند.
چریک‌ها به مسیرشان وابسته نیستند، آن‌ها هر مسیری که به هدف‌شان منتهی شود را انتخاب می‌کنند و اگر مسیری نباشد، یکی میسازند؛ اگر مسیرشان به هدف منتهی میشود سریع از آن مسیر خارج می‌شوند و اجازه نمی‌دهند مسیرشان باعث شود به هدف‌شان نرسند.

 

مطالب زیر را حتما بخوانید

start campaign

کسب و کار هوشمند

مراحل ساخت کسب و کار اینترنتی با درآمد ماهانه میلیونی

بیشتر بدانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دهید

دیدگاه‌های این نوشته

دیدگاهی برای این مقاله وجود ندارد.