هم‌زمان با شغل فعلی‌تان ، کسب و کار خود را آغاز و به قله‌ی موفقیت هدایت کنید

هم‌زمان با شغل فعلی‌تان ، کسب و کار خود را آغاز و به قله‌ی موفقیت هدایت کنید

قریب به یقین همه‌ی مردم دوست دارند، از خودشان کسب و کاری داشته باشند. بدون آن‌که نیازی باشد، شغل فعلی خود را رها کنید، می‌توانید با ۵ روشی که در مقاله ذکر می‌شود، کسب و کارتان را شروع و به آن رونق ببخشید. اگر روی این مقاله کلیک کرده‌اید و تا این‌جایش را خوانده‌اید، یعنی حدس ما درست بوده: بلی! همه دوست دارند، کاسبی خودشان را داشتته باشند. داشتن تجارتی که از آن خودمان باشد، یک رویاست. اما شاید چنین ذهنیتی برای شما هم پیش آمده: اگر قرار است، کار خودم را شروع کنم، احتمالاً باید شغل فعلی‌ام را رها کنم. اما متاسفانه رها کردن شغل‌تان به معنای نداشتن درآمدی دست کم به میزان ۴ الی ۵ ماه است که واقعاً موضوع دلهره‌آوری است، آن هم با چنین شرایط اقتصادی! تحقق رویای دست نیافتنی‌تان، به یک طرف، تحمل چندین ماه دشواری و بی پولی هم به یک طرف! به علاوه احتمالا از دیگر مشکلات کارآفرینی هم‌چون، یافتن سرمایه‌گذار، رویارویی با رقبای درنده و یافتن نیاز بازار نیز بیم‌ناک هستید و در کل حس خوبی را هب شما القا نمی‌کند. احتمالا افزون بر این دلایل، شما هم علت‌های خودتان را دارید. ادله‌ی شما هر چند منطقی، اما یادتان نرود که: کارآفرین‌های انسان‌دوست زیادی در آن بیرون منتظرند تا دست شما را بگیرند. اگر حرفم را باور نمی‌کنید، به سراغ یک کارآفرین میلیادر بروید، آن‌گاه به حرفم ایمان می‌آورید. کافی است از او تقاضا کنید در زمینه‌ی راه‌اندازی یک کسب و کار به شما راهنمایی برساند، آن‌وقت معجزه‌ی واقعی را در خواهید یافت. جای تعجب نیست، اکثر خوانندگان این مطالب کارمند هستند و یا می‌خواهند کاری را از نو آغاز کنند. این دو دسته در سرشان رویای تحقق معجزه دارند، اما هنوز به اقدام موثری دست نزده‌اند، اما سودای کارآفرینی یک دم هم از دست از سرشان بر نمی‌دارد. اما تمرکز این مقاله روی آن دسته‌ای است که رهیافتی مبتنی بر “کارمندی که رویای کارآفرینی دارد”، قرار گرفته است و سعی همه‌ی نکات یک شغل کارمندی مد نظر قرار گیرد. پنج راه تضمینی برای راه‌اندازی یک کسب و کار در کنار شغل فعلی‌تان وجود دارد که به‌طور کامل جواب خود را پس داده‌اند. پس با همان استایقی که تا بدین‌جا مطالب را دنبال کردید، به خواندن ادامه دهید.
در لیست زیر نام افراد شهره و کارآفرینان برتری که یک زمانی به شغلی کارمندی مشغول بودند ولی اکنون کسب و کاری فراگیر دارند، را نوشته‌ام:

  • هنری فورد
  • اندرو کارنگی
  • مارک کوبان
  • شاهرخ ظهیری (پدر صنایع غذایی ایران)
  • و …

پس کارآفرینی شغلی است که انجامش در کنار هر شغلی که تصورش را بکنید، دست نیافتنی نیست. پس اکنون به دلیلش توجه کنید: شغل کارمندی یا کارگری یک مزیت اساسی دارد؛ شما به منابعی دسترسیس دارید که هر کارآفرینی به این سادگی و بدون هزینه‌های هنگفت مالی و زمانی به آن دست نمی‌یابد. به عنوان نمونه، اوضاع بازار، مشتری، پول و خیلی امکانات دیگر. اگر کارمند نبودید، به این سادگی به این امکانات دست نمی‌یافتید. این‌ها جز قدرت‌مندترین ابزارهای هر کارآفرینی است که شاید قبل از خواندن این مطلب به آن توجه نمی‌کردید. در این مقاله راه و روش‌هایی از دنیای کارآفرینی و مثال‌هایی عینی را برای‌تان بازگو می‌کنیم که نحوه‌ی استفاده از این ابزارها را فرا گیرید:
اگر در شغل‌تان پی به تقاضاهای پنهان مشتری برید؛ یعنی وقتش رسیده از این اطلاعات را تبدیل یک کسب و کار کنید. دنیل کارن.
برای اطمینان از موفقیت خود در راه‌اندازی یک کسب و کار جدید، با این ۵ تکنیکی که در ادامه می‌گویم و اندکی خلاقیت می‌توانید، بدون رها کردن شغل فعلی‌تان به نتیج رضایت‌بخش و مطمئنی دست یابید:

حتما بخوانید  5 درسی که استارتاپ ها باید از جف بیزوس بیاموزند

۵ راه برای شروع یک کسب و کار بدون  ترک کار فعلی تان

 

۱- حقوق خود را صرف گردآوری سرمایه کنید

گریگوری مور با همین متد، تجارت خود را پایه‌گذاری کرد. او یک شانس داشت، می‌خواست شرکتی را تاسیس کند که تا به‌صورتی امن داده‌ها و پرداخت‌های بیماران را بین بیمارستان‌ها، پزشکان، کلینیک‌ها و بیمه‌ها انتقال دهد. او در سال ۲۰۰۰ با سودایی موفقیتی که در سر داشت و حتی با این‌که کوچک‌ترین علمی نسبت به برنامه‌نویسی رایانه نداشت، تصمیم گرفت، طرح خود را به شرکت برنامه‌نویسی تراهلث پیشنهاد دهد. اما از بخت بد، آن‌ها طرح‌اش را بی‌ارزش تلقی کردند و آن را نپذیرفتند. او گریگوری دست از تلاش برنداشت. او خودش یک برنامه‌نویس استخدام کرد و حقوقش را با درآمد ماهیانه‌ی خودش پرداخت می‌کرد. آن برنامه‌نویس نیز شب و روزش را صرف برنامه‌نویسی برای این کار کرد. خود گریگوری نیز آخر هفته و روزهای تعطیل را صرف درست کردن آگهی‌ها و بروشورهای تبلیغاتی می‌کرد. جالب است بدانید که او یکی از اتاق‌های خانه‌اش را تبدیل به دفتر مرکزی کرد. دقیقاً دو روز پس از استعفایش از شرکتی که به کار کارمندی در آن مشغول بود، شرکت خودش را به نام هاربور هلثکر، وارد دنیای تجارت کرد. او یک ماه پس از آغاز به‌کار، به نخستین درآمدش دست یافت. او به همگان ثابت کرد که می‌توان بدون استعفا دادن هم کسب و کار پرسودی را راه انداخت. او با تلاش و پشت‌کار فراوان نقشه‌ی راه بی‌نقصی به مقصد موفقیت طراحی کرد و در نهایت پا بر بام قله‌ی موفقیت گذاشت.
پس نتیجه‌ی اخلاقی این داستان را می‌توان در این نکته‌ی فوق‌العاده کاربردی خلاصه نمود: پیش از آن‌که از شغل‌تان کنار بکشید، باید از حقوق‌تان برای جان دادن به تجارت خود نهای استفاده را ببرید.

۲- گله و شکایت‌های مشتری را تبدیل به یک تجارت کنید

جف و کلیف دو شخصی که تصمیم گرفتند، خواسته‌ی دل مردم را در اختیارشان قرار دهند. آیا کیفیت کاری که ارائه می‌دهید، باب پسند مشتریان شما هست؟ آیا مشتری از کیفیت کار لذت می‌برد؟ چه اتفاقی خواهد افتاد، اگر مشتری گله‌مند باشد؟ چگونه باید درستی عملکرد کارمندان را متوجه شوید؟ شاید یک راه برایش وجود داشته باشد. بلی از طریق صندوق شکایات مخصوص به مشتری‌ها!
این همان فرصتی بود که جف و کلیف انتظارش را می‌کشیدند. هر دوی این افراد در شرکت تینک اینجین مشغول به کار بودند. جف در بخش روابط عمومی و کلیف در بخش فروش کار می‌کرد. شکایات مکرر مشتری‌ها جف و کلیف و متقاعد کرده بود که سرویس فعلی کسل‌کننده، منسوخ و فاقد کارایی است. مشتری‌ها خواهان یک سرویس دیجیتال جهت نمایش و ضبط مکالمات شدند.
نخستین کاری که هر کارمند وظیفه‌شناسی انجام می‌دهد، در جریان گذاشتن مدیر و مسئول آن بخش از وقایع صورت گرفته، بود. اما طبق معمول رییس، حرف‌شان را جدی نگرفت و با لحنی سردی آن پیشامد را نادیده انگاشت. این دو فرد خودشان را موظف به ارائه‌ی یک پاسخ به نیاز به‌وجود آمده برای مشتری می‌دانستند. این دو فرد نخست در سال ۲۰۰۲ از شغل‌شان استعفا دادند و استارت تجارتی جهانی را زدند. اما خوب است بدانید که هر راه‌اندازی هر تجارتی سرمایه می‌خواهد، آن‌ها از پس اندازشان از شغل قبلی برای راه‌اندازی این کسب و کار به مدت یک‌سال استفاده کردند. نام شرکت‌شان را کالماینر گذاشتند. این دو هم‌کار یک نسخه از محصولی که مشتری خواهاش بود را ساختند و به محض ورود به بازار، تقاضاهای فراوانی برای آن یافت شد. آن‌ها توانستند با جذب یک سرمایه‌گذار شرکت را به یک شرکت سهامی عام مبدل کنند و تجارت خود را بیافرینند.

حتما بخوانید  9 روش ویژه که شما را به یک مدیر فوق العاده تبدیل میکند و برای پیشرفت به آنها نیاز خواهید داشت

۳- از رییس‌تان به‌عنوان یک آزمون‌گر استفاده کنید

داستان حول شخصی به‌نام دیوید بوکسپان می‌چرخد. او خدماتی ابداع کرد که محل کار پیشنش نمی‌تواند بدون آن سرپا بیایستد.
دیوید در فیلادلفیا نزد نزد یک وکیل کار می‌کرد. او در زمانی زندگی می‌کرد، که بحث کارآفرینی و استارت‌آپ‌ها را به تازگی فرا گرفته بود. بنیان و خط مشی فکری او به‌گونه‌ای بود که همیشه در ححسرت داشتن تجارت خودش بود. برایش سر و دست می‌شکاند. او نخست نرم‌افزاری تهیه و طراحی کرد، که طریق آن باب آشنایی وکلا و مشتریان را فراهم می‌کرد. او هیچ مشتری به‌خصوصی جز رییسش برای آن نرم‌افزار پیدا نکرد. او حاضر شد در آن سایت عضو شود و هزینه‌ی عضویت آن را پرداخت کند. در ابتدا هیچ خبری از مشتری نبود، اما پس از گذشت یک هفته، سر و کله‌ی دو مشتری پیدا شد. سپس هفته‌ی دوم ۴ و در طول یک ماه مجموعاً ۱۰ مشتری از طریق این سایت به رییس دیوید مراجعه نمودند. رییس دیوید نقش کسی را داشت که دیوید روی او آزمونش را پیاده کرد. همه‌ی مشکلات وب‌سایت را برطرف و نرم‌افزارش تست کرد و در نهایت برای فروش آماده شد. او پیش از آن‌که دفتر وکالت رییسش را ترک کند، موفق شد ۵۶ وکیل دیگر ار نیز متقاعد کند تا به جرگه‌ی اعضای سایتش بپیوندند. دقیقاً سیر موفقیتش روندی صعودی در پیش گرفت، به‌گونه‌ای پس از گذشت تنها دو ماه تنها وکلای عضو به ۱۳۰ تن و تعداد مشتری‌ها به ۱۵۰ نفر رسید. او که دیگر از تجارت خود مطمئن شده بود، شرکت خود را تاسیس و از کار اسبقش کناره‌گیری کرد. او بعدها سایتش را برای قضات و اقشار دیگر این صنف تعمیم داد د وتوانست یک تجارت میلیون دلاری را بر پا کند.

حتما بخوانید  تاکتیک های فوق حرفه ای در جذب مشتری

۴- از شهرت شرکتی که در آن مشغول به کار هستید، به نفع خودتان استفاده کنید

دان کانرز از سابقه‌ی کاری و شجره‌نامه‌اش برای متقاعد کردن سرمایه‌گذاران استفاده کرد.
او ۱۱ سال در شرکت لوکاس آرتس مشغول به کار بود و موفق به طراحی و ساخت بازی‌های رایانه‌ای زیادی شده بود. از این‌که برای تحقق رویای دیگران وقت و تلاش را بگذارد، خسته شده بود. او تجارت خودش یعنی ساخت بازی‌های رایانه‌ایی که به آن اعتقاد محکمی داشت، را می‌خواست. او چندین بار با رییسش این طرح را مرور کرد، اما رییس زیر بار نرفت و پیشنهادش را رد کرد. لوکاس آرتس به‌دلیل بحران مالی، تصمیم به تعدیل نیرو گرفت. همین امر راه را برای استعفای کانرز راحت‌تر کرد. او پس از کار در لوکاس آرتس، شرکت بازی‌سازی خودش را افتتاح کرد. هم‌چنین با یکی از هم‌کارانش که او هم در همین بحران اخراج شده بود، دست به شراکت زد. پس از یک سال ۱۵ نفر از کارمندان اخراج شده را استخدام شرکت خودش کرد. شهرت شرکتی که در سابقاً در آن کار می‌کرد، به‌دادش رسید و موفق شد سرمایه‌ی بزرگی را متقاعد به سرمایه‌گذاری در شرکتش کند. دقیقاً به همین منوال کانرز مبدل به یک غول بازی‌سازی در دنیا شد.

۵- با کارفرمای خود دست شراکت دهید

جف هیلبرت در بخشی از کمپانی مشغول بود که هیچ امیدی به آینده‌اش وجود نداشت. اما او موفق شد آن بخش را تبدیل به یک استارت‌آپ موفق کند.
در سال ۲۰۰۲ جف، مدیر بخش طراحی شرکت کانورتر بود. در دست بالاترین حالت ممکن این شرکت تنها یک کمپانی معمولی طراحی نرم‌افزاری برای قطعات موبایل به‌شمار می‌آمد. او طی روال کارش، یک ایده‌ی جذاب و تامل‌برانگیز برای برقراری ارتباط وایرلس با نرم‌افزاهای موبایل به ذهنش خطور کرد. همین ایده را نزد رییسش برد و گفت من راهی می‌شناسم که شرکتت را آستانه‌ی نابودی خارج می‌کند. رییسش چاره‌ی جز پذیرش پیشنهاد او نداشت. آرام آرام کارش آنقدر جواب داد که بخش خودش را تبدیل به یک کاری مجزا کرد و شرکت جدید برای خودش پایه‌ریزی کرد. ۷۰ نفر را استخدام کرد، تجارتی ۶ میلیون دلاری خلق کرد و اختراعی به‌ثبت رساند که استفاده از باتری موبایل را ۲۰ تا ۴۰ درصد کاهش می‌دهد.

 

 

مطالب زیر را حتما بخوانید

start campaign

کسب و کار هوشمند

مراحل ساخت کسب و کار اینترنتی با درآمد ماهانه میلیونی

بیشتر بدانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دهید

دیدگاه‌های این نوشته

دیدگاهی برای این مقاله وجود ندارد.